
گل بارون زده ی من گل یاس نازنینم می شکنم پژمرده می شم نزار اشکاتو ببینم
تا همیشه تو رو داشتن داشتنت تمام دنیاست از تو و اسم تو گفتن بهترین همه حرفاست
با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم لحظه هام پر می شه از تو وقت غم خوردن ندارم
ای غزل وارث دلتنگ که همه تنت کلامه هنوز هم با گل گونت شرمک اولی سلامه...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 15:53  توسط به خـــاک افتاده ی داریـــــــوش
|
