تبليغاتX
چکـــــــــــاوک شکـــــــــــسته پر -

چکـــــــــــاوک شکـــــــــــسته پر

اسب تازی شده مجروح به زیر پالان طوق زرین همه بر گردن خر می بینم

یکی با خنده آمد از ‍‍‍پس راه یکی با گریه ایی مغموم گم شد
در این آشفته بازار هیاهو حقیقت ماند و نامعلوم گم شد

تمام عمر بستیم و شکستیم به جز بار پشیمانی نبستیم...
جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
عجب آشفته بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا...
چه رنجی از محبتها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم...
نگاه آشنا در این همه چشم ندیدم و ندیدیم و ندیدیم...

سبکبالان ساحل ها ندیدند بدوش خستگان باریست دنیا...
مرا در اوج حسرت ها رها کرد عجب یار وفاداریست دنیا...
عجب آشفته بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا...
میان آنچه باید باشد و نیست عجب فرسوده دیواریست دنیا...
عجب یار وفاداریست دنیا عجب دریای طوفانیست دنیا...
عجب آشفته بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا ...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 17:32  توسط به خـــاک افتاده ی داریـــــــوش  |