بی تو دنیا بر سرم آوار شد
بین ما هر پنجره دیوار شد
درد ما در بودن ما ریشه داشت
رفتن و مردن علاج کار شد
آنکه اول نوش دارو می نمود
عاقبت بر لب ما زهر نیش مار شد
عاقبت با حیله ی سوداگران
عشق هم کالای هر بازار شد
آب یکجا مانده ام دیا کجاست
مردم از بس زندگی تکرار شد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 18:27  توسط به خـــاک افتاده ی داریـــــــوش
|