تبليغاتX
چکـــــــــــاوک شکـــــــــــسته پر

چکـــــــــــاوک شکـــــــــــسته پر

اسب تازی شده مجروح به زیر پالان طوق زرین همه بر گردن خر می بینم

بی تو دنیا بر سرم آوار شد

بین ما هر پنجره دیوار شد

درد ما در بودن ما ریشه داشت

رفتن و مردن علاج کار شد

آنکه اول نوش دارو می نمود

عاقبت بر لب ما زهر نیش مار شد

عاقبت با حیله ی سوداگران

عشق هم کالای هر بازار شد

آب یکجا مانده ام دیا کجاست

مردم از بس زندگی تکرار شد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 18:27  توسط به خـــاک افتاده ی داریـــــــوش  |