غم اومده خونه ی من انگشت رو بر در می زنه .
مهمون نا خونده ی من هر شب به من سر می زنه .
ای غمه که در می زنه دلم براش پر می زنه !
مهمون نا خونده ی من هر شب به من سر می زنه !
ای غم بیا ! ای غم بیا خوش اومدی خونه ی من ...
یه وقت نشه هوس کنی بری از این خونه ی من !!!
زندگی زندون منه بعد از خدا گواه من چشمان گریون منه ...
دل کوچیک جای ما نیست خونه ی تو دل منه ...
جای تو ای غم همیشه تو قلب غمگین منه ...
ای غم بیا ای غم بیا خوش اومدی خونه ی من !
یه وقت نشه هوس کنی بری از این دیار من !!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 19:39  توسط به خـــاک افتاده ی داریـــــــوش
|